13 روز دوری...
08/03/30
بعد از 13 روز دوری...بالاخره امروز برگشتم به اتاقم...
کار خاصی انجام ندادم...
اما...
چند شب...یاد این نوشته افتادم...
کار خاصی انجام ندادم...
اما...
چند شب...یاد این نوشته افتادم...
و یاد کامنت خودم...خیابونها خیلی خلوت و خوب بود...با سرعت صد تا تو بلوار کشاورز میرفتم تازه اون موقع صبح این قدر رانندگی بهم چسبید که دوست داشتم تو همه خیابونای تهران ویراژ بدم..از بس که خلوت بود..کلا نوروز رو باید تو تهران موند به نظر من..چون همه جای ایران شلوغه به جز تهران..هم رانندگی میچسبه..هم هوا خیلی بهتره..
ساعت 5 صبح...شیشه ماشین پایین...با سرعت 140...هوای خنک و گاهی شاید سرد...رانندگی...اون موقع شب جالبه... خلوت...مخصوصاً اگه هوا خنک هم باشه...بشه شیشه رو پایین داد... به پدال فشار داد...عبور باد خنک رو توی موها حس کرد...
موضوع:
1 Comment
حس کردنش فرق داره با گفتنش..:)