مهر ناقابل!...نمره قابل!...
08/02/07
ساعت 8.30 از خونه زدیم بیرون...طرفای 10.30 «ه...» بودیم...
تا 11.15 تو شرکت مچل...من داشتم چرت می زدم...تا حضرتی که مهر دستشه بیاد و زیر برگه من رو یه مهر بزنه...
بعدش 45 دقیقه تو ترافیک...
12.45 از «ه...» زدیم بیرون...
نمی دوم چم بود...چشمام رو بستم...
بعدم که من نشستم پشت ماشین...
به خاطر یه مهر ناقابل...این همه راه رو رفتیم و اومدیم...
حالا شنبه یا یکشنبه...باید با گزارش...تحویل استاد بدم...ببینم اون حضرت چه نمره ای نثار می کنن...
تا 11.15 تو شرکت مچل...من داشتم چرت می زدم...تا حضرتی که مهر دستشه بیاد و زیر برگه من رو یه مهر بزنه...
بعدش 45 دقیقه تو ترافیک...
12.45 از «ه...» زدیم بیرون...
نمی دوم چم بود...چشمام رو بستم...
بعدم که من نشستم پشت ماشین...
به خاطر یه مهر ناقابل...این همه راه رو رفتیم و اومدیم...
حالا شنبه یا یکشنبه...باید با گزارش...تحویل استاد بدم...ببینم اون حضرت چه نمره ای نثار می کنن...
موضوع: